تبلیغات
جیک جیک - مطالب مرداد 1392

جیک جیک

دختری غرق در افکار خودش

سوتی در جامعه فرهنگی

اینم یه سوتی واضح فرهنگی ادبی روی برد ادبیات دبیرستان ما ملت موقع پرینت گرفتن توجه ندارن که ..
 جمله 
+مسئولین گرامی به فکر این پسراای دخترنما هم باشین بقرعان ادم اینا رو با دختر اشتباه میگیره توخیابون

++از اونجایی که امثال رسمن بدبخت میشویم یکی از دلایل تخته کردن در این وب همین بود دوستان کنجکاو به جوابتون برسید

+++راستی دیدین چی شد؟؟هیچی نشد!!




[ چهارشنبه 30 مرداد 1392 ] [ 04:27 ب.ظ ] [ Saba_R ] [ دست خط() ]

شهر من...

شهر من اینجا نیست !اینجا…آدم که نه!آدمک

هایش ,
همه ناجور رنگ بی رنگی اند!
و جالب تر !اینجا هر کسی هفتاد رنگ بازی میکندتا میزبان سیاهی دیگری باشد!.
شهر من اینجا نیست!اینجا…همه قار قار چهلمین کلاغ رادوست می دارند!
و آبرو چون پنیری دزدیده خواهد شد!.
شهر من اینجا نیست!اینجا…سبدهاشان پر است ازتخم های تهمتی که غالبا “دو زرده” اند!.
من به دنبال دیارم هستم,شهر من اینجا نیست…شهر من گم شده است!.
..آدمــیزاد در حرف زدن هایش بی ملاحظه است … !وقتی میخواهد با منطق حرف بزند ؛ احساساتی میشود …وقتی از احساسش میگوید ؛
آرزوهایش لو میرود …وقتی از آرزوهایش یاد میکند ؛ حسرتش رو میشود …
وقتی حسرتهایش را روشن میکند ؛ منطق میتراشد …
و اینگونه گند میزند به همه ی روابطش …
.

+هوم چی دوست داری بشنوی خودمم هنگم
++دیگه حس آپ شدن نیست شاید در اینجا رو گل گرفتم


ادامه مطلب

[ شنبه 19 مرداد 1392 ] [ 12:00 ق.ظ ] [ Saba_R ] [ دست خط() ]

رمضان هم تموم شد

خدایا ...

رمضان ماه مهمانی توست ...

سفره ات هر روزِ سال پهن بوده ،

ولی این روزها ، پذیرایی ها ویژه است ...

از خوان گسترده ات چشم و دلی سیر میخواهم ...

شکم سیر را هر روز قبل از رمضان مرحمت نموده ای ...

الهی شکر


عید فطر  مبارک


ادامه مطلب

[ جمعه 18 مرداد 1392 ] [ 12:00 ق.ظ ] [ Saba_R ] [ دست خط() ]

فانتزی در فانتزی

من یسری فانتزی دارم که وقتی مدرسه میرم کفر دوستام البته بعضیاشون ازش در میاد:

1)اولین روز مدرسه قبل از اینکه بشینم سر صندلی تمیزش میکنم با یه دستمال

2)وقتی معلما شروع به درس دادن میکنن تا خود خرداد من یه دفتر چک نویس دارم که اول توی اون مینویسم بعدش میرم خودنه تو دفتر اصلیم وارد میکنم

3)تازه دفتر قواعد عربیم عین دفتر نقاشی بچه های مهد کودکه از بس رنگاوارنگه

4)موقع زنگ تفریح اگه بخوام اب بخورم با لیوان اب میخورم

5)یا وقتی میخوام لقمه بخورم کاملا از پلاستیک درش نمیارم ریز ریز میخورم که همش دوستام میگن اونطوری نخوری

6)وقتی یکی از دوستام داستانای تخیلی تعریف میکنه میچسبونتشون به واقعیت دم به دم  میزنم تو پوزش

خلاصه نگار تو پای ثابتی اگه کاری انجام میدم که شما کفرتون درمیاد خصوصی بده بزنم تنگ این

+خلاصه اقا محمود اگه بار گران بودی رفتی مطمئنم نامهربان بودی رفتی 
+روحانی جان مادرت تو که با محمو همشهری هستی کمال هم نشین در تو اثر نذاره بدبختمون کنی

ادامه مطلب

[ شنبه 12 مرداد 1392 ] [ 12:17 ب.ظ ] [ Saba_R ] [ دست خط() ]

الهی،العفو.....

خدایا ما را ببخش 

 

به خاطر گناهانی که لذتش رفته

 

اما مسئولیتش مانده .....


ادامه مطلب

[ سه شنبه 8 مرداد 1392 ] [ 10:51 ق.ظ ] [ Saba_R ] [ دست خط() ]